بسم الله رحمان الرحیم هست کلید در گنج حکیم

درس 5 : تمییز
همواره اسمی است جامد نکره منصوب که از کلمهی ماقبل خود یا از جملهی ماقبل خود رفع ابهام میکند که به همین علت به آن زائل یا یُزیلالابهام گویند. اینگونه اسمها در اصل مبتدا یا فاعل یا مفعول بودهاند مثل«حَسُنَ هذا التلمیذُ خُلقاً». این دانشآموز از نظر اخلاق نیکو شد.
در جملهی فوق کلمهی خُلقاً تمییز یا روشنگر جمله نام دارد که رفع ابهام نموده است و غالباً معنای (ازنظر، ازجنبهی، ازلحاظ) میدهد.
دامهای آموزشی این درس
1) تمییز شبیه مفعول مطلق نیابی و یا سایر منصوبات است , در این حالت چهگونه آن را شناسایی کنیم؟
پاسخ: علاوه بر منصوب و جامد و نکره بودن خود تمییز باید بدانیم که این کلمات از جنس فعل جمله نمیآیند و همواره قبل از خودشان اسم تفضیل یا فعل تمییز طلب یا واحدهای وزن... دارند.
مثل: تَقَدَمَ (فعل) هذا التلمیذ تَقَدُماً (مفعول مطلق) تَقَدَمَ (فعل) هذا التلمیذ درساً (تمییز)
2) فعلهای تمییزطلب با فعلهای دو مفعوله اشتباه نمیشوند؟
پاسخ: با تکرار و تمرین و جداسازی این دو دسته قادر به تشخیص خواهید بود.
فعلهای دو مفعوله: اَعطی، آتی، حَسِبَ، جَعَل، رَزَقَ ...
فعلهای تمییز طلب: ازداد، امتلأ، کفَیَ، تَقَدم، حَسُنَ، طابَ ...
3) چگونه تمییز را با یک نگاه تشخیص دهیم؟
پاسخ: با تسلط بر نشانههای آن که قبل از آن با فاصله یا بیفاصله میآید
مثل:
الف) اسم تفضیل بر وزن اَفعَل، اَفَل، اَفعَی+ تمییز منصوب
هُوَ أَحسَنُ مِنی إحساساً
هُوَ أشَد مِنی خُلقاً
هُوَ اَلأعلی قولاً
ب) دو کلمهی خیر- شر+ تمییز منصوب
الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً
ج) فعلهای تمییزطلب لازم یا متعدی+ تمییز
لازم: حَسُنَ، طابُ، خاضَ، کَفَی، تَقَدَمَ، امتلأ، ازداد، ارتفَعَ، إشتَهَرَ
متعدی: فَجَرَ، ملأَ، زِد
مثال: یَمتَلِئُ قلبی نوراً
فَجَرنا الارضَ عیوناً
د) واحدهای وزن، پیمانه و مقدار، مساحت، عدد 3 به بعد
واحد وزن مثل: کیلو، مثقال، ذره، غرماً
واحد پیمانه مثل: کوب، کأس، قدح
واحد مساحت مثل: هکتار، متر
عدد 3 به بعد مثل: ثلاث، اَربعَ، خمس، ست...
* عددهای 1و2 (واحد- اثنان) و عددهای ترتیبی (اول، ثانی، ثالث، رابع، خامس…) نمیتوانند پس از خود تمییز بگیرند زیرا این اعداد خود صفتاند مثل: رایتُ رجلینِ اثنینِ
3 نکتهی مهم:
اگر تمییز پس از اسم تفضیل بیاید در اصل مبتدا بوده است
انتَ اَصدَقُ الناس قولاً (تمییز) در اصل قولُک (مبتدا) أصدقُ …
اگر تمییز پس از فعل لازم بیاید در اصل فاعل بوده مثل:
خاض ذلک النهر ماءً (تمییز) در اصل خاضَ ماءُ (فاعل) ذلک النهر
اگر تمییز پس از فعل متعدی بیاید در اصل مفعولبه بوده مثل:
فَجَرنا الارضَ عیوناً (تمییز) در اصل فَجَرنا عیونَ الارضِ
درس6: اسلوب استثناء
برای جداسازی کسی یا چیزی از یک گروه یا اشیاء یا … به کار میرود و 3 رکن دارد :
مستثنیمنه: همان قاعدهی کلی است که جداسازی از او صورت میگیرد.
مستثنی: همان جزء جداشده از کل است.
حرف استثناء: إلا میباشد که عمل جداسازی را انجام میدهد.
فاز الطلاب (مستثنی منه) فی الامتحان اِلا( حرف استثناء) المتکاسلیَنِ (مستثنی منصوب)
انواع استثناء
1) استثنای تام یا کامل: هرگاه مستثنیمنه که یک اسم جمع یا ضمیر جمع است درون جمله بیاید, جملهی قبل از اِلا کامل خواهد بود که در این حالت تام نام دارد.
تام فعلیه: فعل مثبت یا منفی+ اسم جمع+ اِلا+ مستثنی 100% منصوب
یفوز الناس فیالحیاه اِلا الکافرین
لا تعبدوا احداً اِلا الله
تام اسمیه: مبتدای جمع+ خبر مفرد یا شبه جمله+ اِلا+ مستثنی 100% منصوب
التلامیذ ناجحون اِلا واحداً منهم
کل الانسان هادمون اِلا الله
* با اندکی دقت متوجه میشویم که در تامها مستثنیمنه وجود دارد و مستثنیمنه نیز همواره یک اسم جمع میباشد مثل: ( طلاب، تلامیذ، اصدقاء، الناس، احد، شئ، انسان، جمیع، کل، عمل، قَول، کلام،... ) و مستثنی همواره منصوب است.
لا تَقُل شیئاً اِلا الحقَ/ رایتُ جمیع اصدقائی اِلا واحداً
حال اگر مستثنیمنه ( اسم جمع قبل از اِلا) را حذف کنیم استثناء مفرَغ یا تهی و ناقص میشود. در این حالت مستثنی یا کلمهی پس از إلا برای رفع نقص در جمله نقش گرفته و منصوب یا مرفوع میشود.
2) استثنای مفرغ
فرمول مفرغ اسمیه= هل، ما، لا+ اسم+ اِلا+ مستثنی مرفوع در نقش خبر
مثال: هل جزاءُکَ اِلا الاحسانُ
ما المالُ و النبرنَ اِلا ودائعُ
لا اله اِلا اللهُ
فرمول مفرغ فعلیه= ...... فعل منفی ماضی یا مضارع (نزدیکترین فعل به اِلا)+ اِلا+ مستثنی مرفوع ( فاعل نایب اسم ناقصه) یا منصوب ( مفعول خبر ناقصه)
ما جاء اِلا تلمیذٌ (فاعل)
لاینجَحُ اِلا طالبٌ (فاعل)
مارایتُ اِلا تلمیذاً (مفعول)
لم یکن فیالصف اِلا تلمیذٌ (اسم مؤخر کان)
ما کان الهدفُ اِلا تعلیمَ الناس (خبر کان)
ما قُتِلَ فیالحرب اِلا مقاتلٌ (نایب فاعل)
لا یُسمَعُ اِلا اصواتُ العصافیرِ (نایب)
* جملههای تام به شکل (بهجز- مگر) و جملههای مفرغ با فقط در ابتدا و مثبت بودن فعل ترجمه می شوند مثل:
تام= لاتعبدوا اَحَداً اِلا الله= کسی را نپرستید بهجز خدا
مفرغ= لا تعبدوا اِلا الله= فقط خدا را بپرستید
درس 7: منادا (یا+ منادای منصوب)
ابتدا منادا را اثبات کرده سپس انواع منادا را بررسی کنید.
* برای اثبات منادا کافی است بدانیم پس از منادا، فعل یا ضمیر صیغهی 7 تا 14 میآید در حالیکه پس از مبتدا فعل یا ضمیر صیغهی 1 تا 6 و یا یک اسم مرفوع میآید مثل:
منادا:
ربی (منادا) اِغفِر (امر مخاطب) لی ذنوبی
ربی (منادا) لاتردَ (نهی مخاطب) حاجتی
ربی (منادا) انتَ (7) خالقُ السماوات
ربی (منادا) أنا (13) تائبٌ إلیکَ
مبتدا:
ربی (مبتدا) خالقُ (اسم مرفوع) السماوات
ربی (مبتدا) خَلَقَ (ماضی صیغه 1) السماوات
ربی (مبتدا) یغفرُ (مضارع صیغه 1) ذنوبی
انواع منادا
1) منادای علم= یا+ یک اسم خاص-ُ دار ( منادای علم مبنی بر ضم محلاً منصوب بی ال و بی تنوین)
یا علیُ، یا فاطمهُ، یا اللهُ، یا مریمُ
یا ایرانُ، یا اصفهانُ، یا جوادُ، یا قریشُ
2) منادای نکره مقصوده نوع الف= یا+ یک اسم عام-ُ دار ( منادای مبنی بر ضم محلاً منصوب بی ال و بی تنوین)
یا رجلُ، یا امراهُ، یا طالبهُ
یا تلمیذُ، یا ناسُ، یا بلدُ، یا مومنُ
* به جای یا الله میتوان از اللهُمَ استفاده کرد که همان منادای علم است.
* به جای یک اسم عام مفرد میتوان از مثنی یا جمع یا موصول استفاده کرد که همان منادای نکرهی مقصوده است. مثل: یا مَن، یا مومنونَ، یا تلمیذانِ
* دو نوع منادای گفتهشده، ظاهرشان مرفوع است ولی باید بدانیم که ظاهر ایندو مهم نیست بلکه این مهم است که محلاً منصوباند.
3) منادای مضاف (با اعراب اصل فرعی تقدیری)
یا+ بی ال+ ال دار مجرور
یا+ بی ال ( منادای مضاف منصوب)+ ضمیر متصل جری (مضافالیه مجرور)
* منادای مضاف با اعراب اصلی فقط-َ میگیرد.
مثل: یا ربَنا، یا ربَ العالمینَ، یا قاضیَ الحاجاتِ
* منادای مضاف با اعراب فرعی در مثنی و جمع مذکر به یاء و در خمسه به الف و در جمع مونث به کسره میباشد.
مثل: یا تلمیذَی المدرسهِ/ یا أَخوَیَ/ یا مسلِمی العالم/ یا مسلماتِِ العالم/ یا ذاالجودِ/ یا ابانا/ یا اخانا/ یا ذاالکرمِ
* منادای مضاف با اعراب تقدیری در مقصورها و مضافبه ی متکلم وجود دارد.
مقصور= یا مولانا/ یا فتی المدینه/ یا هُدَی الناسِ
مضافبه ی= یا ربی/ یا اصدقائی/ یا الهی/ یا صدیقی
* به جای ی متکلم میتوانیم–ِ نیز بیاوریم مثل: یا اولادی--- یا اولادِ
که باز هم منادا مضاف و تقدیراً منصوب است یا ربی---- یا ربِ
4) منادای نکرهی مقصوده نوع ب ( مبنی بر ضم محلاً منصوب)
یا+ أیُها+ ال دار مذکر مرفوع
أیَتُ (منادا محلاً منصوب) ها (حرف زاید)+ ال دار مونث مرفوع (تابع منادا مرفوع)
مثال: اَیُها المسلمون/ ایُها الطلبهُ
اَیتها المسلماتُ / ایتها الامهاتُ
ایها الرجلُ/ ایتها التلمیذتانِ
ایتُها الارضُ/ ایتُها النفُس
* ارض، شمس، نفس، دار، نار، بئر، ریح، روح، عصا، سماء، مونثاند پس با ایتها بهکار میروند.
* طَلَبه، وَرَثَه، کَفَره، جَبَره (وزن فَعَلَه) جمعهای مکسریاند که مفردشان مذکر است پس با ایُها بهکار میروند.
5) منادای شبهمضاف منصوب به اعراب ظاهری اصلی
یا+ اسم-ً دار منصوب
یا تصیراً بالعباد/ یا وجیهاً/ یا عالماً/ یا غنیاً لا یفتقر
|
ترجمه صورت سوالات تمرينات كتب درسي عربي دبيرستان |
|
ترجمه صورت سوالات تمرينات كتب درسي عربي دبيرستان ما هو الصحیح عن کلمة .....؟ کدام گزینه درباره کلمه ......درست می باشد ما هو الخطأ عن جملة......؟ کدام گزینه درباره جمله ......نا درست است؟ ایُّ جوابٍ جاء فیه......؟ در کدام گزینه........وجود دارد ؟ ایُّ جواب لیس فیه در کدام گزینه......وجود ندارد ما هو الخطاء فیما یلی کدام یک از گزینه هانادرست است میّز الجملة التی ما جاء فیها معیّن کنید جمله ایی که در آن........ وجود ندارد ما هو المناسب للفراغ کدام گزینه مناسب جایخالی است ما هو الجواب المناسب للسوال التالیة؟ کدام گزینه پاسخ مناسب برای سوال مورد نظر است ما هو مرادف الکلمة؟ مترادفکلمه کدام است من ایّ بابٍ فعلُ ....؟ فعل ......از کدامباب است ؟ اّی جمعٍ مفرده الخطأ؟ کدام جمع مفرد آن نادرست است؟ میّز الفعل الّذی لا اعلال فیه ؟ معین کنید فعلی را که در آن هیچ اعلالی رخ نداده است اّی نوع من المعتلات فعل ............؟ فعل ............چه گونه معتلی می باشد ما هو مبنی للمجهول للفعل التالی؟ کدام گزینه مجهول فعل مورد نظر است ؟ ایّ کلمات معربة؟ کدامیک از کلمات معرب می باشند ؟ ایّ الاسماء کلها من المشتقات؟ اسامی کدام یک از گزینه ها همگی مشتق هستند ؟ کم اسما ممنوعا من الصرف فی العبارة....؟ در عبارت ...چند اسم غیر منصرف وجود دارد ماهو الخطأ فی ترجمة المفرادات التالیة؟ کدام گزینه تر جمه نادرست را از کلمات نشان می دهد ایّ الکلمات اعرابها بالحروف ( فرعی) ؟ کدام یک از کلمات دارای اعراب فرعی به حرف می باشد؟ کم مفعولا فی العبارة ....؟ در عبارت .... چند مفعول وجود دارد ؟ ما هی انواع المفاعیل فی جملة علی الترتیب؟ کدام گزینه انواع مفعول ها به تر تیب در جمله نشان می دهد میز الکلمة المناسبة لتکون تمیزا فی العبارة ؟کلمه ایی را که می تواند برای عبارت نقش تمیز داشته باشد جدا كنيد ما هو الصحیح فی التشکیل العبارة ؟ کدام مورد حرکت گذاری صحیح نشان می دهد عیّن المستثنی المفرغ ؟ در کدام گزینه مستثنی مفرغ وجود دارد إقرأ النصّ التالی ثمّ أجب عن الاسئلةرقم حتی رقم . بما یناسب النصّ متن مورد نظر را با دقت بخوانیدسپس به سوالات شماره ... تا شماره ...بر طبق آنچه با متن مناسبت دارد پاسخ دهید ما هو الصحیح عن الاعراب والتحلیل الصرفی للکلمات التی اشیر الیها بخط کدام گزینه درباره ترکیب وتجزیهکلماتی که زیر آن خط کشیده شده است صحیح است. |
|
زمان |
معادل عربی |
معادل فارسی |
مثال |
|
گذشته ساده |
سَمِعَ |
شنید |
الیوم أکملتُ لکم دینکم و أتممتُ علیکم نعمتی امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم. |
|
گذشته نقلی |
قد+سَمعَ |
شنیده است |
قَد أنزَل اللهُ الیکم ذکراً خداوند برای شما ذکری (قرآن ) را فرستاده است. |
|
گذشته بعید |
کان + قد + سَمعَ |
شنیده بود |
کانَ الامامُ قَد نَصَحَ الرّجلَ التّائبَ . امام مرد توبه کننده را نصیحت کرده بود. |
|
گذشته استمراری |
کان + یَسمعُ |
می شنید |
کان یَستَحیی نساءهُم (فرعون) زنانشان را زنده می گذاشت . |
|
ماضی استفهامی |
هَل (أ) سَمِعَ؟ |
آیا شنید؟ |
أرأیتَ الّذی یُکذّبُ بالدّین؟ آیا دیدی کسی را که دین را تکذیب می کند؟ |
|
مضارع اخباری |
یَسمَعُ |
می شنود |
و تَری الجبالَ تَحسبُها جامدةً و هیَ تمرّ مرّ السّحاب. وکوهها را می بینی می پنداری ایستاده اند در حالی که چون ابر می گذرند . |
|
مضارع التزامی |
حروف ناصبه(أن،ﻟ،حتی)+یَسمَعِ |
بشنود(باید بشنود) |
یُریدونَ لیُطفئوا نور الله بأفواههم. می خواهند نور خداوند را با دهانهایشان خاموش کنند. |
|
مضارع استفهامی |
هَل (أ) یَسمعُ؟ |
آیا می شنود؟ |
فَهَل تَری لَهُم مِن باقیةٍ؟ آیا از آنها کسی را باقی می بینی؟ |
|
مستقبل |
س یا سوف + یَسمعُ |
خواهد شنید |
و لَسوف یُعطیکَ ربّکَ فَتَرضی و پروردگارت به تو آنگونه خواهد بخشید که راضی شوی سَیَذَّکّرُ مَن یَخشی هر کس بترسد عبرت خواهد گرفت |
|
امر |
إسمَع |
بشنو |
اُذکُروا اللهَ ذکراً کثیراً. خداوند را بسیار یاد کنید. |
|
جملات ربطی(اسنادی) |
مبتدا+خبر |
استفاده از فعل ربطی |
و اللهُ سَمیعٌ بَصیرٌ . خداوند شنوای بینا است . |
ب) تطبیق منفی زمانها:
|
زمان |
معادل عربی |
معادل فارسی |
مثال |
|
گذشته ساده منفی |
ماسَمِعَ یا لَم یَسمَع |
نشنید |
و ما تفرّق الّذینَ اُوتوا الکتابَ . و کسانی که به آنها کتاب (خدا) داده شد پراکنده نشدند أ لَم نَشرَح لکَ صَدرَک . آیا سینه ی تو را برایت گسترده نکردیم . |
|
گذشته نقلی منفی |
لَمّا یَسمَع یا ما قَد سمعَ |
نشنیده است |
لَمّا یَدخُل الایمانُ فی قلوبهم . هنوز ایمان در دلهایشان وارد نشده است . |
|
گذشته بعید منفی |
ما کانَ سَمعَ یا لَم یَکن سَمعَ |
نشنیده بود |
ما کانَت الصّحوة الاسلامیّةُ انتَشَرَت فی کلّ البِلادِ . بیداری اسلامی در همه ی کشورها گسترده نشده بود . |
|
گذشته استمراری منفی |
ما کانَ یَسمعُ یا کانَ لایَسمعُ |
نمی شنید |
کانَت الثّورة لا تَخضَعُ أمامَ المُستَکبرینَ . انقلاب در برابر مستکبران سر فرود نمی آورد . |
|
حال منفی ( مضارع اخباری منفی) |
لا یَسمعُ |
نمی شنود |
لا یَسمعونَ فیها لَغواً و لا کذّاباً . در آن ( بهشت ) سخن بیهوده و دروغ نمی شنوند |
|
مضارع التزامی منفی |
أن لا یَسمعَ ( ألاّ یَسمعَ ) |
نباید بشنود |
لکی لا تأسواعلی ما فاتَکُم . تا بر آنچه از دستتان رفته است تأسّف نخورید . |
|
مستقبل منفی |
لَن یَسمَعَ |
نخواهد شنید |
و لَن تَجدَ لسنّة اللهِ تَبدیلاً برای قانون خداوند تغییری نخواهی یافت. |
|
امر منفی (نهی) |
لا تَسمَع |
نشنو |
و لا تَحزَنوا و أنتم الاعلون إن کنتُم مؤمنینَ غمگین نباشید در حالی که شما برترید اگر به خدا مؤمن باشید . |
تنوین
تنوین علامتی است که در آخر بعضی از کلمات عربی به کار می رود و باید به هنگام تلفظ ی نون ساکن به آخر آن اضافه شود .
تنوین بر سه قسم است :
الف ) تنوین رفع ( ٌ ) مانند کتابٌ ، شجرةٌ که به ترتیب ( کتابُن ) و ( شجرتُن ) خوانده می شود .
ب ) تنوین جر (ٍ ) مانند کتابٍ ، شجرةٍ که به ترتیب ( کتابَن ) و ( شجرتَن ) خوانده می شود .
ج ) تنوین نصب ( ً ) مانند کتاباً ، شجرةً که به ترتیب ( کتابَن ) و ( شجرتَن ) خوانده می شود .
توجه
به آخر اسمهایی که تنوین نصب می گیرند الف افزوده می شود مانند :
کتاباً ، قلماً ، معلّماً ، تلمیذاً
البته اسمهایی که به ( ة ) یا ( اء ) ختم شوند در این صوت به الف نیازی نیست مانند :
شجر ةً ، عالمـﺔً و مساءً .
حرکات و سکون
حروف هجاء یا الف در بان عربی به کمک حرکات خوانده می شود . به علامتهای َ ِ ُ حرکت گفته می شود که به علامات فتحه ، کسره و ضمه معروفند .
حرفی که فتحه داشته باشد مفتوح ، حرفی که کسره داشته باشد مکسور و حرفی که ضمه داشته باشد مموم نام دارد .
فرق بین همزه و الف
1. همزه حرکات سه گانه و سکون را می پذیرد اما الف همشه ساکن است ، مانند : إِبراهیم – أُکتُب – اَکرَم َ – اَلشَّی ء